من اینجام کنج خانه روی فرش تا خورده دستم از سرما بی حس نگاهم انگاری مرده
تویی انجا توی خانه کنار گرمای بخاری بی خبر از سوز بیرون توی دنیای بهاری
این میشه قسمت دنیا یکی خالی یکی پر یکی درگیر دیروز یکی نزدیک یکی دور
....................

تو که دسات رو به اسمونه به امید کدوم ناجی نشستی به خیال واهی تو هر لحظه به امید کدوم ستاره هستی
تو که دسات شکله دعاس بگو کیه میشنوه حرفاتو بگو کیه که باور میکنه تموم باور رو یا هاتو
تو اسمون کسی نیست که به فکر شکستن تو باشه زیر بار حرف زور و ظالم به فکر رفتن تو باشه
ای که دسات رو به اسمونه کسی اینجور زنده نمیمونه
|